![]() |
![]() |
|
| هرچی دل بگه |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/06/30ساعت 4:42 توسط مریم |
|
|
نفرین کردم و قلبم سنگ است
نفرین تو را نمی کنم که عشق برای خود من ننگ است
بر منی که بیهودگی و پوچی رقص و آواز من است
بر منی که چشمان اشک آلودم پنجره ی باز من است
تو زیبا و گرم و پرعاطفه آشنا هستی
من زشت و سرد و سخت خشک زخمی
بروی زخمم شعر می مالم ... با شعر اندام خویش را نوازش دادم
شعر خوردم ... شعر پوشیدم ... شعر نو شیدم ... شعر به رگانم تزریق کردم
دود من حاصل شعر سوزی هایم بود که اندامم را می رنجود
علت سرگیجه هایم و سر درد هایم شعر نوشی بیش از حد بود ....
دست هایم در دست های دفتر خاطراتم هست
اینگونه خطاب کن من را
یه نفر آمد و رفت ... دل داد به سایه سیاه بن بست
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/06/22ساعت 1:40 توسط مریم |
|
|
عشق من! بيقرارم! تو اما... گفتي:خستهام، كار دارم، تو اما... * * *
تو را می سپارم به نور تا برقصد به سازد تو را می سپارم به برف تا ببارد به نازت تو را می سپارم به خورشید تا که بی منت بتابد برآن گیسوان سیاهت |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/06/07ساعت 3:55 توسط مریم |
|
|
گر سکوت، این گستره بی ستاره مجالی دهد، اگر دلواپسیه آن همه ترانه ی بی تعبیر مهلتی دهد، می خواهم از بی پناهیه پروانه ها برایت بگویم... از این ترانه ی تار... کم کم این حکاِیت، دیده و دل، که ورد، زبان،کوچه نشینان است... باورم شده بود... که دیگر صدای تو را در سکوته تنهایی نخواهم شنید... راستی در این هفته های بی ترانه کجا بودی؟؟؟ به گوشت نمی رسید؟؟؟ که در نیمه راهه رؤیا رهایم کنی؟؟؟ اما شمار ِه آنهایی که عاشق می مانند، در دوردسته دریا امیدی نیست!
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/06/06ساعت 1:41 توسط مریم |
|
|
صفحه نخست پروفایل مریم پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 |
|
RSS
|