تبليغاتX
تلخ وشیرین - باید بروم....
هرچی دل بگه
باید بروم و خواهم رفت
مسافری بیش نیستم با کوله بار اندوه
مبدا خاک نیستی و مقصد حریم چشم های توست
زیاد زیسته ام ومستحق نبوده ام
حال باید بروم
من از راه دور آمده بودم و اینجا فقط استراحت گاهم بود
باید بروم و خواهم رفت
در هر گوشه ای که اتراق کردم
تکه ای از وجودم را به آنجا بخشیدمو آخرین تکه ی ممکن را که قلبم بود
در اینجا به خاک سپردم
که اگر روزی پشیمان شدی حد اقل چیزی از من به یادگار داشته باشی
باید بروم و خواهم رفت
تنها چیز با ارزشی که دارم فقط پاهایم هستند
اینها را به زور از چنگ شیطان حفظ کرده ام
و با آنها میروم
باید بروم همه منتظر رفتن منند
یادم باشد که سلامت را به سفر برسانم
خودت گفته بودی
خواهم رفت و تا ابد باز نخواهم گشت
شاید در استراحت گاه بعدی پاهایم را به امانت بسپارم
و برای همیشه قید سفر را بزنم
باید بروم و
رفتم...
خدا نگه دارت
 
مرگ 
 
+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/01/18ساعت 12:8  توسط مریم |